یا بابا
نویسنده: فهام رضایی موضوع: گلایه،
تاریخ ارسال: چهارشنبه 1389/09/17
برای پدر و مادرم که هیچ گاه من در من را ندیدند و نخواهند دید برای همه ی پدر و مادرانی که هرگز فرزندانشان را نمی بینند و نمی شناسند. خدابابا سلام بابا بابا دلم واست تنگ شده.دلم هواتو کرده.بابا بی کسی بد دردیه ها؟ بابا نا امیدی بد حسیه؟ تو رو خدا تو ازم قهر نکن .من دیگه نمی تونم. بابا من از این جا خسته نشدم باور کن.ولی میخوام بیام پیش تو.بابا من نا امید نیستم بخدا......منو بیار پیش خودت.بابا امید نا امیدیم رو نا امید نکن.کس بی کیسم رو بی کس نکن.بابا میدونی 5 ماهه باهات صحبت نکردم.بابا دوستام میان میگن ما باباهامون اینکارو میکنیم اونکارو میکنیم من حسرت میخورم دلم که تنگ میشه میام نزدیک پنجره.راستی بابا این اتاق تنگ شده یا دل من؟ تمام بچه ها با باباهاشون دوستن.تو چرا با من دوست نیستی؟ من از تو دورم یا تو از من؟ بابا بی کسی عذابم میده.بابا شدم گلوله ی عقده.بابا بخدا همیشه همینطور بوده.تموم بچه هایی که خوب بودن باباشون رو فراموش کردن.اونی که بینشون نخاله بوده همیشه بیشتر باباشو دوست داشته.حالا من اون بچه ی نخاله ات.بابا تو رو خدا بیا بشین کنارم دلم پوسید از عقده.بابا ترا خدا بیا یه خورده نازم کن بخدا دووم نمیارم.بابا بسه دیگه بخدا بی معرفتیه.من اومدم پیشت گفتم غلط کردم ببخشید.تو حتی حاضر نیستی نگام کنی .میدونم حرفتو گوش ندادم دستتو ول کردم گم شدم.حالا که پیدا شدم.نمی خوای ازم استقبال کنی؟ بابا یادت رفته؟ وقتی می خوابیدم تا نمی بوسیدمت خوابم نمی برد.بابا این روزا رو به اون روزا ببخش.بابا عقده ی محبت گرفتم.همه میگن تو مریضی.بابا تو که میدونی نیستم.بابا خوابم نمیبره شبا.روزا دلم به بازی زندگی خوش نیست! بابا تو این دنیا یادم نمیاد کسی بهم محبت کرده باشه.عقده ایی شدم!عقده ایی شدم. الان که دنیامو کوچیک کردم دلم تنگ شده.بابا ترا خدا صدام کن.اون طور که من میخوام.بخدا خود خواه نیستم.تهی شدم.گدا شدم.نزار گدایی کنم.به صورتم نگاه کن واقعا درد کشیدم.بیشتر از اینش نکن.بابا بغضم میاد.پات کجاست؟ بزار بیام بغلت بزار بغلت کنم.بهت بگم که چقدر دلم پر شده.تو این چند روزه خواستم بیام منت کشی.نمیدونستم چطوری؟ تموم ناخنم رو جویدم! میدونی چرا؟ چون میگفتن شیطون زیر نا خن میره.گفتم ناخنم رو بجوم که بفهمی من دوست دارم.بچه ها میگن ما با بابامون همیشه بازی میکنیم! من چی باید بگم؟ تو دلم میگم بابا من حتی آغوشتو ندارم! من اگه آغوشتو داشتم بازی میخواستم چه کار؟ بابا کاش سر من داد میکشیدی کار بد میکردم.کاش منو کتک میزدی .ولی وقتی سکوت میکنی .سکوتت دلم رو می شکنه.بابا خواهر برادرام دل منو شکوندن تو دیگه نشکن.دیگه دلم جای سالم نداره.یا شکسته یا زخم.حنجره ی دلم پاره شد.بغض درد گرفتم وقتی صدام رو شنیدی من فکر میکردم نشنیدی.فکر میکردم بابا داشتن.داشتن اسباب بازیه.فکر میکردم بابا داشتن رفتن پارک و بستنیه.بابا من نمیخوام نه اسباب بارزی نه پارک و نه بستنی.من تو رو میخوام .بخدا عقده ایی شدم. من بزرگ شدم هیچ وقت نمی خوام بچه دار بشم چون میترسم اگه من نباشم بچه ام چه دردی می کشه؟ راستی بابا؟ تو هم بی کسی؟ نه بابا من نمیذارم بی کس باشی چون دیگه فهمیدم بی کسی یعنی چی؟ فقط ترا خدا یه خورده دست رو سرم بکش.نمیدونم چرا دوست دارم دست رو سرم بکشی.هیچی دیگه ازت نمیخوام.بابا نکنه تو هم مثل بقیه از من فرار میکنی؟ نکنه تو هم فکر کردی من مریضم یا آدم خطرناک؟ یعنی من اینقدر خطر ناکم؟ بابا اون قاتله تو زندان چی؟ زندان بان بهش نزدیک میشه؟ تو که بابای منی؟ اگه جوابم کنی میرم یه گوشه.اونقدر گریه میکنم تا بمیرم.مگه من ازت چی میخوام.بابا هر شب کابوسم شده فرشته های شب اول قبر میان با گرز میزنن منو .تو چه بابایی هستی چرا دعواشون نمیکنی که میان تو خواب من؟ بابا اینا همه عقده ان! اینقدر بی پدر و مادری کشیدم تا یکی میاد دست میکشه سرم وابسته اش میشم.بسه بسه ترا خدا بسه.بابا منم هستم بخدا من اینجام من کوچیکم؟ یا تو بزرگی که منو نمیبینی؟ دوست دارم بزرگ بشم منو ببینی! بابا قشنگه بابا مهربونه بابا شیرینه بابا دنیاست بابا محبته بابا عشقه بابا همه چیزه بستنی پارک اسباب بازی. بابا لالایی تم قشنگه اروم شدم.خوابم میاد.همیشه دوست داشتم بخوابم ولی الان دوست ندارم بخوابم.دیدی دنیای من زیاد بزرگ نبود.دیدی افسانه نبود؟ فقط تا وقتی که من خوابم میبره بالا سرم باش آخه من میترسم حتی از فرشته ها. بابا اومده ! چی چی آورده؟ "محبت" با صدای کی؟ "آشنا" ***** زیبا ترین حرفت را بگو شکنجه ی پنهان سکوتت را آشکاره کن و هراس مدار از آن که بگویند ترانه ایی بیهوده می خوانید چرا که ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست "احمد شاملو" پرودگارا پدر و مادر ها خدای زمینی اند خرسند شان دار به نعمت تندرستی "یا بابا"
تبلیغات
تبریک (1)